تبلیغات
کشور های باستانی - روم باستان

کشور های باستانی

سعی کنیم بیشتر درباره ی تاریخ کشور ها مطالعه کنیم


روم باستان در کجا واقع شده بود؟

روم در دشت حاصلخیزی در «لاتیوم» که بخشی از آن در حال حاضر در ایتالیا می باشد، واقع شده بود. در شمال روم، قوم اتروسکان زندگی می کردند و در جنوب گروهی از مهاجران یونانی سکونت داشتند. گروههای کوچکتری از کشاورزان از جمله «سابین ها» و «سامین ها» نیز وجود داشتند. گفته می شود شهر روم بر روی هفت تپه بنا شده است. یکی از آنها تپه «پالاتن» می باشد که احتمالاً محل تشکیل اولین دهکده های «لاتین» بوده است. پس از آن، امپراتوران روم قصرهای باشکوه خود را در آن جا بنا کردند. واژه «پالیسن» که به معنای قصر می باشد، از نام تپه پالاتن گرفته شده است.

اتروریایی ها چه کسانی بودند؟

تقریباً در میانه قرن هشتم پیش از میلاد مسیح، گروهی در مناطق ساحلی شمال شرقی و غرب ایتالیا سر بر آوردند که رومی ها آنها را نوسک ها یا اتروسک ها می خواندند تا به امروز هیچ کس نمی داند که این قوم از کجا آمدند ولی از مدت ها قبل مشخص گردیده است که شیوه زندگی اتروریایی ها، جز اتروریایی ها و بیش از هر چیز، مذهب اترویایی ها، پیوندهایی با مشرق زمین دارد. به این دلیل، احتمال می رود که دست کم بخشی از اترویایی ها هیچ ریشه ایتالیایی نداشتند، بلکه از سرزمین های خاور نزدیک به آن مناطق مهاجرت کرده باشند.






سرزمین روم چگونه به وجود آمد؟

در حدود 3000 سال پیش، اهالی قبیله ای که «لاتین ها» نامیده می شدند، بر روی تپه هایی که روم امروزی واقع شده است، سکونت گزیدند. مردم این قبیله، مکان مناسبی را برای زندگی انتخاب کرده بودند. آنها می توانستند از بالای تپه ها هر دشمنی را که به آن جا نزدیک می شد، به راحتی ببیند. رودخانه ی «تیبر» که در پایین تپه ها جریان داشت، آب آشامیدنی مردم را تأمین می کرد و آنها می توانستند از طریق این رودخانه با قایق به دریا برسند. طولی نکشید که دهکده های اطراف گسترش یافتند و در نهایت به یکدیگر وصل شدند و امپراتوری باستان را به وجود آورند.



نمایش گلادیاتوری چیست؟

نمایش های گلادیاتوری: در پس این عبارت به ظاهر ساده و بی مرز، یکی از وحشتناکترین ناهنجاریهای تاریخ بشریت نهفته است. بنابراین سنت، که ابتدا در روم قدرت و سپس در سراسر فرمانروایی جهانی روم متداول شد، شمشیر زنان حرفه ای (گلادیاتورها)، اسرای جنگی و جنایتکاران محکوم را وا می داشتند که تا پای مرگ بجنگند. به این ترتیب، با خونی که بر زمین ریخته می شد، حس حادثه جویی و هیجان طلبی مردم بی رحم که سرگرمیشان مشاهده رنج دیگران بود، به شدت ارشاد می شد. رومی ها این نوع نمایش را مونوس (جمع: مونوا)
می نامیدند- این واژه تقریباً به معنای خدمت به مردگان باقی بانی برای مردگان است. چرا؟ پاسخ را بعداً خواهیم دید.

از میانه قرن سوم پیش از میلاد مسیح، مونرایا نمایش های گلادیاتوری، جایگاه گسترده تری در زندگی اقوام رومی به دست آورند. و بعدها در دوران سزارها، این مراسم سال به سال میلیون ها انسان را به افسون جاودیی خود جذب کرد. جمعیت انبوه، در سکوت یا با همهمه و گفت و گو، متفکرانه یا با سرخوشی و به هیجان آمده و عصبی و یا با خونسردی، میدانی را تماشا می کردند که در آن مردان مسلح همان طور که در آموزشگاههای گلادیاتوری فراگرفته بودند- موثر و کاری، با حیله ونیرنگ و بی رحمانه- به یکدیگر حمله می کردند و اگر حاضران چنین می خواستند، تا پایان تلخ و تأسف بار این نمایش، به نبرد با یکدیگر ادامه می دادند. فضا و هیجان چنین نمایشی را باید همچون فضای یک مسابقه فوتبال بسیار جنجالی امروزی در ذهن مجسم کرد. هر حمله ای با فریاد تشویق تماشاچیان، و هر عقب نشینی و گریزی با سوت های بلند یا فریادهای خشم آلود آنها همراه بود. و بالاخره وقتی حریف گرفتار می شد، سکندری می خورد و به زمین می افتاد، یا حتی ضربه مرگ به اووارد می شد، فریادی کوتاه و آه گرفته ای از انبوه تماشاچیان هیجانزده به گوش مثیث رسید. در این زمان، داور با خونسردی و بدون آنکه تحت تأثیر قرا گیرد، جلو می آمد دست خود را بالا می برد و نبرد را خاتمه یافته اعلام می کرد. با اشاره دست داور، مأموران حمل جسد با عجله به میدان می آمدند، آنها جسد خون آلود مغلوب را روی تخت روانی می گذاشتند که از قبل آماده بود، آن را از دری جانبی خارج می کردند و به اتاق اجساد نزد کشتگان دیگرمی بردند. اما جنگجوی پیروز که نفس نفس می زد کاملاً خسته به نظر می رسید، در میان هیاهوی تشویق و ترغیب تماشاچیان ، پاداش پیروزی خود را از دست برگزار کننده نمایش دریافت می کرد. شاخه ای از درخت نخل یا تاج افتخار و مقداری پول که به عنوان جایزه به او تعلق می گرفت.

سپس برده ها زمین در هم ریخته و آغشته به خون میدان را با شن تازه می پوشاندند و نمایش ادامه می یافت. و سرانجام، وقتی تماشاچیان خسته از آفتاب و خونریزیجایجود برمی خاستند و راضی از خودشان و دنیا، به سوی خانه هایشان راهی می شدند همه چیز به پایان می رسید.










رومیان به چه دانش هایی علاقه داشتند؟

علایق و تمایلات رومیان همواره بسیار عملگرایانه بود. تکامل و توسعه اختراعی مانند ماشین بخار و تولید انبوه آن پر هزینه بودو چنئان هم لازم به نظر نمی رسید. بنابراین شکل ابتدایی آن به دست فراموشی سپرده شد. برعکس، آگاهی های پزشکی به ویژه برای ارتش بسیار مهم بود به همین دلیل آراء حکما و طبیبان یونانی به طور گسترده ای برای جمع آوری و حفظ می شد و حتی تکامل و توسعه یافت. رومیان ابزار جراحی را ** سازی کردند و اولین بیمارستان ها را بنا نهادند.

در علم جغرافیا رومیان پیرو یونانیان بودند، شاهان رومی ابزارهای با مختلف مساحی آشنا بودند. معماران رومی با قرقره آشنا بودند. معماران رومی با جرثقیل و قرقره آشنایی داشتند. کانال های آبرسانی، پل ها، جاده ها و حمام های روم باستان از دقت و مهارت معماران آن دوره پرده بر می داردو علاقه به اختر شناسی نیز در میان رومیان زیاد بود. در قرن دوم میلادی «بطلمیوس» نقشه ای از ستارگان را با 1022 ستاره ثابت و 480 صورت فلکی ترسیم کرد.

رومیان بدون صرفه جویی یا عذاب وجدان از منابع مواد خام استفاده می کردند. چوب آن قدر زیاد در دسترس مردم بود که از آن به عنوان مصالح ساختمانی استفاده می کردند یا آن را برای تولید گرما می سوزاندند و لزومی نمی دیدند که از نفت که در آن دوران شناخته شده بود. به عنوان سوخت استفاده کنند.


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :